فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

32

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

آنچه اساسا اين دژ را تسخيرناپذير مىكند ديوارى است كه آن را احاطه كرده است . در طول اين ديوار - چه در داخل و چه در خارج دژ - زوايائى نامساوى به چشم مىخورد زيرا هنگام ساختمان ناگزير بوده‌اند آن را با صخره‌ها هم‌آهنگ سازند . در ساختمان ديوار الوارهاى چوبى بسيار به كار برده‌اند كه هريك ضامن ديگرى است . در سراسر ديوار جايهائى براى نصب توپ و منافذى - اگر چه ناموزون و خشن - براى تيراندازى تعبيه شده است . در حقيقت بايد گفت اين مكان را طبيعت تسخيرناپذير كرده است زيرا آنچه را كه دانش مهندسان از ايجاد آن عاجز بوده طبيعت خود در اين مكان به وديعت گذاشته است . در دو طرف برج بزرگ ديوارى هست به طول نزديك سىپا كه تا پاى صخره‌اى كه پيكر دژ بر آن نهاده شده است ادامه مىيابد . در پايان اين ديوار ، برج عظيم ديگرى است كه از جنوب بر شهر و دشت و صومعه ، و از شمال بر بندر بزرگ و همچنين بر اسكله و جائى كه مسافران از كشتى پياده مىشوند مسلط است . اين مكان را براى ساختن اين برج مناسب ديده‌اند زيرا در گلوگاه و مدخل دشت عربستان از مغرب به مشرق كوهى از سنگ خارا با قله‌اى كوتاه‌تر از كوههاى مجاور كشيده شده است كه دژ بر قلهء آن قرار دارد و چون قسمتى از اين قله كه برج دوم را بر آن ساخته‌اند از بقيهء زمينهاى زيربناى دژ بلندتر است مصلحت ديده‌اند كه برج را در اين مكان بسازند و منافذ تيراندازى در آن ايجاد كنند تا از هر طرف مدافع برج نخستين باشد . بقاياى قلهء اين كوه چنان ناهموار است كه از دور مىتوان حدس زد كه فقط يك انسان آن هم در روشنائى روز مىتواند از برجى به برج ديگر برود . اگرچه هنگام روز نيز همين كار خالى از خطر نيست اقدام به چنين كارى در شب ديوانگى محض است و هركه بدين كار دست زند ، ولو كه كاملا با موقعيت مكان آشنا باشد ، قطعا در پرتگاهها سقوط مىكند و از پا درمىآيد . با اين‌كه قله بسيار تيز و دشوار و ناهموار است فقدان اين برج